{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
هورمون درمانی
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
Hormone therapy
معنی هورمون درمانی, معنی هورمون درمانی, معنی imckmj bckاjd, معنی اصطلاح هورمون درمانی, معادل هورمون درمانی, هورمون درمانی چی میشه؟, هورمون درمانی یعنی چی؟, هورمون درمانی synonym, هورمون درمانی definition,
معنی fall asleep
,
معنی naked
,
ترجمه naked
به فارسی,
معنی بستر سیال گاز - جامد
,
ترجمه بستر سیال گاز - جامد
به انگلیسی,
معنی به، تعیین کردن، قراردادن، بحساب کسی رسیدن، تنبیه , کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص , محکم کردن، استوارکردن، سفت کردن، جادادن، چشمدوختن , وبیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون
,
ترجمه به، تعیین کردن، قراردادن، بحساب کسی رسیدن، تنبیه , کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص , محکم کردن، استوارکردن، سفت کردن، جادادن، چشمدوختن , وبیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی